Lilypie Second Birthday tickers تیب - لبخند رهام

تیب

نویسنده: من
نظرات: 5

رهام

سلام 

امروز صبح از خواب که پا شدی یهو شروع کردی به تیب تیب گفتن. بابا اومد ببینه منظورت چیه! 

دیدیم سر کیفت نشستی، اول فکر کردیم منظورت زیپ ِ ، اما چشممون که به سیب داخل کیف افتاد خندمون گرفت. اولین بار بود که سیب گفتن رو خودت اعلام کردی. 

دندونای هفتم و هشتمت هم حسابی می درخشن. خیلی خوب با تلفن صحبت می کنی یعنی الو می گی و باقیش رو هم به زبون خودت ادامه می دی.  

حالا دیگه کفش پات می کنیم و پیاده روی روزانه بیرون خونه داری. 

چون بزرگ شدی و ترست از راه رفتن ریخته، کفشایی که عمو محمود سال اول از ایتالیا آورده بود رو پات می کنم. خوبیش به اینه که دیگه از پات در نمیاد و سوت سوت هم نداره.