سلام
می خوام به یه چیزی اعتراف کنم.
جاتون خالی تصمیم گرفتم اسباب بازی های کوچیک رهام رو استرلیزه کنم (پیرو برفکی شدن دهنش). همشون رو ریختم تویه قابلمه تا ۲۰ دقیقه بجوشن. تو این فاصله کارهای دیگه مو انجام می دادم بعد رفتم سراغشون
تقریبا از همگی یه خمیر رنگی باقی مونده بود.
بعضی شون هیچی ولی یه چند دونه ای بینشون بود که دوست داشتم واسه آینده رهام نیگه دارم. هیچی دیگه سر این به دم اون چسبیده بود بووق اون یکی به شکم این یکی چسبیده بود... ظاهراً قشنگ استرلیزه شده بودن.
قبلا این کار رو مسعود با شیشه های رهام کرده بود که مورد سرزنش و تمسخر اینجانب قرار گرفته بود!
آی رهام خوب گوش کن: دو روزه که عزیزجونت داره ازت مراقبت می کنه یادت باشه هاااااااا امروز حسابی حرصش داده بودی. بدجنس!
تا بعد
سلام
به نظرتون می تونه راننده کامیون بشه؟!
رهام نفس بازم در لباس کودکی ِ بابا مسعود
تا بعد
سلام دوستانم
آخرین خبر از این رهام نفس:
بینیش برق می زنه و دهنش برفکیه (البته خفیفه) و از نیستات استفاده می کنم.
ولی هیچی از شیطنتهاش کم نشده
خدا رو شکر خوبیم و آرزوی خوبی ِ شما رو هم داریم. قدری نگران علی آقا هستم که امیدوارم خیر باشه.