سلام
خوبیم شما خوبین؟
شمارش معکوس تا تولد رهام جووون.
آخر همین هفته
می دونی که مادر جان وقت واکسنت هم هست.
امیدوارم فقط تب نکنی.
عمو محمودتم جمعه می ره تهران و یکشنبه هم پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرواز.
حالا تا کی برگرده. پیش خودم قرار کردم حتما این دفعه دسته جمعی بریم پیشش. دو سالت که تموم شد. البته حرفه چه می دونم شایدم عمل شد.
بگذریم تو این هفته یه غروب بعد از خواب عصرت بردمت خونه فرنیان. یه غروب هم که ماله دیروز بود با فیروزه و مامانش رفتیم دوری زدیم. چند ماه پیش فیروزه گفته بود تو خیلی بی نمکی اما این دفعه حرفشو پس گرفت.
در ضمن پارسا هم نیم وجبی به مامانش گفته بود که تو شبیه چینی ها هستی. اینارو داشته باش تنبیه شون با خودت.
سه تا عکس گذاشتم از تاب بازیت به همراه عروسکی که خانم دکتر واست فرستاده، البته این یکی از اسباب بازیهایی هستش که از ایشون هدیه گرفتی.
لباسشو چقد کثیفه اوخ اوخ.
توصیه می کنم آخرین عکس رو در ادامه مطلب ببینید...
مشتاقیم که از تولدش عکس ببینیم.
سلام
هنوز می خواستم آخرین بار انتشار رو بزنم که دیدم یه نظر اومده.
حتما
امیدوارم بتونم تا آتلیه ببرمش
این فیروزه خانم شما انگار بچه مچه ندیده....
من تو وبلاگای زیادی بودم که مال بچه هاست..مثل اینجا...ولی به خدا قسم هیچ بچه ای تنونسته مثل رهام تو دل من بشینه...
آدرس این فیروزه رو به من هم بده تا ادبش کنم...
یعنی آدرس وبلاگ بهش میدم تا بره ببینه و ادب شه.
نه راست گفته.
اون روز که اون رهام رو دید شاید تو هم اگه می دیدی می گفتی بی نمک. (خنده)
سلام مامان رهام. اتفاقا با حرف خان دکتر کاملا موافقم. منم تا حالا بچه به بانمکی رهام ندیدم، البته به جز داداش کوچیکه خودم که خیلی با نمکه. هر کی به رهام بگه بی نمک، معلومه نه سلیقه داره و نه ذائقه
ماشالا رهام خیلی هم نمکیههه...