سلام
یه پیشرفت!
از دیروز چند کلمه رو از دهن رهام نفس شنیدم.
نی نی: نی نَ
توتو (پرنده جات): تو تِ
مامان: مامَن
فکر کنیــــــــــــــــــــــــــــــــد، یه مامان می تونه چه آرزویی داشته باشه!؟
الان دیگه حسابی از سر و کولم بالا می ره. نمی دونین نخود، وقتی روی دو زانو می شینه چقدر بانمک می شه آخه خیلی کوچولووووووووووووووو ِ.
راستی متوجه که شدین قرتی بازیهایی که جدیداً یاد گرفتم مثل همین نوشتن رهام. باحالن
*عمو مجید ِ پسرم کمی کسالت داره از خدا می خوایم هر چه زودتر حالش خوب بشه و دوباره *
* بیاد پیشمون *
اینم دعای خیر پسرم واسه عمو مجید:
تا بعد
سلام
تبریک میگم، بلاخره به حرف اومد پس... خدارو شکر
مراقبش باشین، حسابی...
راستی روش شما هم جالبه ها، بجای نوشتن خاطرات تو دفتر، میاین تو وبلاگ مینویسین و لحظاتتونو با دیگران تقسیم میکنید...
قرن 21 یعنی همین دیگه... همه چی حتی خاطره نویسی هم الکترونیکی شده. (شانس نداریم... سال 70 اینترنت نبود وگرنه الان منم یه دفتر خاطرات اینترنتی داشتم)
انشاا... گوگولی بزرگ میشه و این وبلاگ رو خودش مدیریت میکنه.
الهی مهرداد فدای این فرشته های کوچولو بشه
موفق باشه و موفق باشید
ممنون از حسن نظرت
امیدوارم تا اون موقع عکساش نپره
سلام. مرسی از محبتت. وجود دوستایی مثل شما دل آدمو پر از شادی میکنه.
خواهش می کنم عزیزم
آخیییییییی
نازی
خدا حفظش کنه
مامانش آپم بدو بیا
چقدر تو این عکس خوردنی شده
التماس دعا جیگر طلا
قربونت بشیم
؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کدوم سمت
انا سلام شکر میان کلام خوبیدین
سلام دایـــــــــــــــی
قربون قدمت