سلام
دیشب که افطاری دعوت بودیم خیلی پسر خوبی بود مثل همیشه آروم و ملوس. سوپش رو خورد و بازی کرد.یه مدتی هم خوابید.
البته نمی دونم این رهام نفس کی خجالت کشیدن رو یاد گرفته تا یه نفر جدید می بینه زود سرشو می زاره روی شونه هام.
فقط دو روزه که خونه مامان بزرگش (که تو این دو ماه پیششون بوده) نرفته دیشب تا وارد شدیم بابابزرگش رو که دید همچین لب ورچید که داشتم شاخ در می آوردم
. هر چند با کمی تلاش از سوی بابابزرگش خیلی زود راه افتاد.
واای مگه نفهمم این عکس رو کی از رامک گرفته!!؟؟ :
شماها خونتون رو کثیف نکنین من خودم تنبیهش می کنم.
سلام گل من!
چقر ناز و خوشگل شدی! چشم دشمنت کور بشه. خوشگلم مواظب خودت باش که دوباره مریض نشی مامانت که ازت مراقبت نمیکنه!!!!!!! می بوسمت موش کوچولو!
سلام . فداش بشم این خشکل نانازو . خیلی دلم می خواد که ببینم این جیگر رو و اساسی یه دل سیر بوسش کنم و اخر سر یه گازش بگیرم . به بودنش عادت کردم . رهام دیگه بخشی از زندگی روزمره من شده . هر روز صبح نگاه می کنم ببینم که عکس جدید داره یا نه . شما رو به خدا از طرف من ببوسیدش. اگه دلتون اومد یه گاز نقلی هم ازش بگیرید .
salam amooooooooooooo,
malos shodiiiiiiii amoo khejalati. khobi? sarma khordegit behatr shode ju ju?
delam tange vasat, 1000 ta boos vase amoo roham.
سلام . چطوری ؟ کم پیدایی دلم بری رهامک یه ذره شده از طرف من یه بوس گنده بکنش .