سلام
صبح زیبا و عسلیتون بخیر!
من و رهام داریم روزهای سختی رو تجربه می کنیم. روزهایی بدون حضور مسعود.
دیگه کسی نیست رهام رو اینقدر با ماشین دور بده تا خوابش ببره. بعد از ۱۰ ماه دوباره مجبورم پشت فرمون بشینم، چند تا مورچه رو بکشم معلوم نیست . دیگه کسی نیست اون سر پتو رو بگیره تا رهام توش بخوابه
باید هم بخندین دندوناش اینقدر اذیتش می کنه که هیچ تکنولوژی پاسخ گوی خوابوندنش نیست.
در هر حال خدا به همراش صبر می کنیم!
آواز ، سوار بر روروک:
این خاله و خواهرزاده چه کارا که نمی کنن!!!
یه یادآوری: مراقب سلامتی تون باشید.
سلام
من قبلا یه سوتی دادم الان تصحیحش می کنم ان شا.. دومادش کنید.
عذر خواهی مرو بپذیرید. یا علی
سلام خواهر خوبم
مرسی از لطفتون
رهام کوچولو رو از طرف من ببوسین.
امیدوارم موفق و سربلند باشین.
سلام حالا اپ میکنی عموی رهام و خبر نمی کنی.باشه انتقام میگیرم!!!
اگه دیگه تو وبلاگ اقا رهام اومدم.
می دونم خوشحال شدی که آپدیت کردم. بازم بیا
سلام مادر رهام
حال شما چطوره . خدا حفظ کنه رهام کوچولو را
امیدوارم همیشه شاد باشید .
درود و سلام خدا بر مادر رهام
از محبت شما صمیمانه سپاسگزارم .
آرزوی توفیق روز افزون و سلامتی برای شما و رهام کوچولو
موفق باشید و اهورایی
سلام سعیده جان.
مرسی از حضور گرمت.
واقعا شرمندم که اینجوری شد. منو ببخش (گریه)
مواظب باش می شینی پشت فرمون نری قاطی باقالی(شوخی و خنده)
قدرتمند و پیروز باشی.
سلام سعیده جون .
مرسی که به من لطف داری.
من آپیدم زودی بیا.
قدرتمند و پیروز باشی.